
شهید وفادار ....

نوروز رستاخيز خاك است و عيد صيام، رستاخيز جان و انسان روح كبريايی است كه در خاك فقر دميدهاند. با نوروز جسم جهان تازه میشود و با صوم، جهان جان، كه انسان است.جسم و جان اگرچه تعارض ذاتی ندارد، اما در اين جهان از هم انتزاع گرفتهاند، چنانكه جمال و كمال نيز چنينند، نادر است آنكه زيبائی صورت با زيبائی سيرت جمع شود. آنجا كه آن يكی هست، اين يكی نيست. خاك محتاج زمستان است تا پذيرای بهار شود، و جان محتاج صوم است تا روح به ابتذال ربيع واصل شود. تا خورشيد عشق از افق جان طلوع كند، و نسيم لطف بورزد و درخت دل به شكوفه بنشيند، و اين بهار درون است.
پناهيان افزود: امروز شاهد اثرات ترويج فرهنگ بسيجيگري شهدا هستيم. امروز در خانه هر مسلماني عكسي از رهبران حزبالله لبنان، سيدحسن نصرالله و سربازان غيور حماس ميبينيم افرادي كه منطقشان را در ايستادگي با تبعيت از ولايت فقيه و فرهنگ بسيجي ميدانند كه از ايران به سرزمين آنها صادر شده است.
وي گفت: يكي از رهبران حزبالله به دانشجويان دانشگاه تهران گفته بود كه رمز موفقيت ما تبعيت مطلق از ولايت فقيه است. اگر رهبر شما حرفي بزند ما از اين فاصله به پاي حرف او سر مينهيم و تبعيت ميكنيم.
پناهيان با اشاره به چاپ مقاله ضد انقلاب ايراني در يك روزنامه مصري اظهار داشت: در آن مقاله به اعتراض آمده بود كه رهبر انقلاب ايران در ميان مردم مصر محترمتر از رهبران كشورهاي عربي و حسني مبارك است. اين نشان ميدهد كه پايگاه نظام اسلامي ايران در جهان در حال تثبيت بوده و وقت آن رسيده است كه آنهايي كه در مقابل انقلاب ايستادهاند، اثر جنگها، محاصرههاي اقتصادي و مخالفتهايشان را ببينند.
وي تصريح كرد: خداوند در قرآن فرموده كه اثر كار مخالفان اسلام را از بين ميبرد و در مقابل آن اثر خون شهدا را جاودانه خواهد كرد.
وي خطاب به مسئولان نظام گفت: خداوند متعال پاي هر عمل درست و با اخلاصي را با خون شهدا امضا ميكند، بنابراين بايد در كارهاي فرهنگي اثري از خون شهدا باشد تا آن كار جاويدان بماند.
پناهيان با بيان اينكه مزار شهدا محل برآورده شدن حاجات بسياري از دانشجويان و جوانهاست، گفت: دانشجويان، خلاقيت، شجاعت، بيتعلقي به دنيا و از بين بردن رذايل اخلاقي را در پاي مزار شهدا كسب ميكنند.
وي با بيان اينكه نخستين فردي كه در اسلام به سوگواري و احترام به مقام شهدا اهميت داد حضرت زهرا (س) بودند، گفت: ايشان به تكريم مقام شهدا توجه خاص داشتند و از خاك حضرت حمزه سيدالشهدا (ع) تسبيهي ساختند كه با آن ذكر ميگفتند. اين نشان ميدهد كه بر سر مزار شهدا بايد حاضر شد چرا كه به انسان درس ميدهد و خون شهدا ماندگار و جاودان است.
پناهيان در بخش ديگري از سخنان خود افزود: دفن كردن شهدا در قبرستان اشتباهي بود كه بايد با ساختن جايگاه ويژهاي براي خاكسپاري آنها جبران شود.
وي با بيان اينكه دانشگاه قبرستان نيست، افزود: نبايد مزار شهدا را قبرستان ناميد چرا كه شهيد مرده نيست و نبايد او را با مردگان يكي دانست.چه بسا بسياري از بزرگان علمي كه بنا بر وصيتشان در دانشگاهها به خاك سپرده شدند.
پناهيان با بيان اينكه چرا ما خودمان را از زيارت مزار شهدا محروم كنيم، گفت: چه خوب است دانشجويان كه به پاكي روح، مجاهدت علمي، ايثارگري و كرامت نياز دارند از مزار شهدا اثر بگيرند.
از سوي فدارسيون فوتبال فلسطين برگزار ميشود
خبرگزاري فارس: فدارسيون فوتبال فلسطين به جهت گراميداشت ياد بازيكنان فوتبالي كه جان خود را در حملات ددمنشانه رژيم صهيونيستي از دست داده اند، مجلس يادبودي برگزار مي كند.
به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از خبرگزاري فلسطين، قرار است هفته آينده مجلسي ويژه به ياد عمان الخرد، شادي شبكي و واجد مشاهد 3 فوتباليست شهيد اين كشور برگزار شود.
اين سه تن به همراه فلسطيني هاي بي گناه در بمباران رژيم صهيونيستي در غزه جان خود را از دست دادند.
طبق اين گزارش عمان الخورد كه عضو تيم ملي فلسطين بود،در يكي از روزهاي اوليه اين كشتار،در محل آپارتمان خود در غزه ،جانش را از دست داد.
شادي شبكي، به عنوان هافبك در تيم النصر بازي مي كرد كه در حين يكي از حملات كشته شد.
همچنين در تاريخ 13 ژانويه، واجد مشاهد كه هافبك تيم الشجاعيه بود، در اثر حملات وحشيانه رژيم صهيونيستي جان خود را از دست داد و بعد هيچ اثر از جسد وي ديده نشد. وي در حالي به شهادت رسيد كه تازه قدم در 24 سالگي گذاشته و چندي قبل ازدواج كرده بود.
آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم

از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم
ما آمده بوديم كه تا مرز رسيدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميريم
ما را بكش ومثله كن وخوب بسوزان
لايق كه نبوديم در اين جنگ بميريم
يك جرأت پيدا شدن وشعر چكيدن
بس بود كه با آن غزل آهنگ بميريم
فرصت بده اي روح جنون تا غزل بعد
در غيرت ما نيست كه از سنگ بميريم
پاي طلب وشوق رسيدن همه حرف است
بد خاطره اي نيست كه گر سنگ بميريم
تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم
شايد كه خدا خواسته دلتنگ بميريم
هرگز نكنم شكوه و ناله نه گلايه
الحق كه در اين دايره خونرنگ بميريم
نگاهي به او مي كنم و مي پرسم آخر نگفتي چه طور شهيد شدي؟ صدايي در فضا مي پيچدكه:
تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم
شايد كه خدا خواسته دلتگ بميريم
نام روي سنگ مزار كناري ميخكوبم مي كند؛ معلم بسيجي، شهيد محمدعبدي. چهره اش كه غرق در قهقهه مستانه است حكايت از عند ربهم يرزقونش دارد. صداي بال و پر زدن كبوتران حرم امام رضا(ع) به گوش مي رسد. بچه ها مرتب ايستاده اند و آقاي معلم ملتمسانه تقاضايش را مطرح مي كند؛ فقط از شما مي خواهم كه هر كاري گفتم انجام دهيد و مخالفت نكنيد. بچه ها آن قدر اين آقا را دوست دارند كه نمي توانند امرش را اجرا نكنند. آقاي عبدي از شاگردانش مي خواهد كه كفش هايشان را در بياورند و اجازه دهند او پاي آنها را ببوسد. آخر نذر كرده بود پاي زائران ثامن الحجج را ببوسد. بچه ها در حاليكه صورت هايشان خيس از اشك بود كفش هايشان را درمي آوردند و...
محمد عبدي متولد1355، همان است كه در دفترچه يادداشتش نوشته بود: ديگر بس است امام زمان بازي، از اين به بعد مي خواهم يار واقعي آقا باشم. كمي بعد در سال77 طي درگيري با قاچاقچيان مواد مخدر در سيستان و بلوچستان به شهادت رسيد. همان كه شعر خودش روي مزارش نوشته شده:

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است
بنويسيدكه يك مرغ مهاجربوده است
بنويسيد زمين وادي سرگرداني است
او در اين معبر پر حادثه عابر بوده است
مدح گويي وثنا خواني اگر دينداري است
بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است
غزل هجرت من را همه جا بنويسيد
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است
كتاب مسافر را سالها قبل خوانده بودم. خاطراتش عجيب به دل مي نشيند. صورت بر پاي مادر مي گذاشت وقتي مادر اعتراض مي كرد مي گفت مگر نه اينكه بهشت زير پاي مادران است؟ دوست دارم چشمهايم نور بهشت بگيرد. دستم را روي سنگ مزارش مي گذارم و فاتحه اي مي خوانم. آدرس مزارش را يادداشت مي كنم: قطعه50 رديف37 شماره 25 ، خداحافظي مي كنم و مي روم.
باز هم این هفته های گرامیداشت است که ما مردم را یاد بزرگان می اندازد و اگر این ایام نبود هرگز یاد سرگذشت گذشتگان نمی افتادیم و هر گز بر بلندای تاریخ جولانی نمی دادیم و با این اندیشه که گذشته ها گذشته به هیچ سر منزلی نخواهیم رسید. و انسان با اعتقادات خویش است که حق را از باطل تشخیص می دهد ، با کناره گیری از حاشیه هفته بسیج را به تمام بسجیان تبریک می گویم . بسیجی که زینت دین است ، بسیجی که بلند همت است ، بسیجی كه يادگار از مرداني مانده است كه خون خويش را بر سر لوحه مملكت قرار دادند تا مبادا گزندي به اين آب وخاك برسد . بسيجي كه از شهيدان خدايي به ارث رسيده است ، اي شهدا اي حاج همت ها، اي صياد ها ،اي كاظمي ها ، اي چمران ها ،اي زين الدين ها اي تمام كساني كه راه را پيدا كرديد و به قافله رسيديد حافظي ها ، مجابي ها ، زوبوني ها هفته بسيج بر شما مبارك ، كه از شما داريم اين فرهنگ بسيجي را ،كه امام به يادگار گذاشت برای ما و انشالا که امانت داران خوبی باشیم.
پيش ميآمد تلاش زيادي براي رفع آن مينمود و اهتمام شديدي به اخلاق و درس بچهها داشت. لغو و گناه از او شنيده و ديده نميشد و معتقد بود نبايد حتي لحظهاي را تلف كرد. به مناسبت هفته دفاع مقدس نمايشگاه برپا مي كرد تا بچهها را در يك مكان جمع كند و آنان را با شهدا و جبهه آشنا كند. تا دير وقت در پايگاه تلاش ميكرد زماني كه از او پرسيده بودند: اين كارها را براي چه ميكني؟ پاسخ داده بود : من اين كارها را براي خودم انجام نميدهم براي شهدا كار ميكنم."بالاخره هم تلاش او در بارگاه حق تعالي پذيرفته شد و از زمره شهدا قرار گرفت.شهيد بزرگوار حضرت آيت الله حاج آقا عطاء الله اشرفي اصفهاني در سال 1281 هجري شمسي در يك خانواده روحاني در خميني شهر متولد شد.
وي فرزند مرحوم حجت الاسلام و المسلمين ميرزا اسدالله فرزند مرحوم حجت الاسلام ميرزا محمد جعفر بود و جد اعلاي ايشان از علماي بزرگ جبل عامل بود.
وي تنها فرزند ذكوري بود كه از پدرشان بيادگار مانده بود و پس از دوران كودكي جهت تحصيل علوم دينيه به شهر اصفهان رهسپار شد.
سالشمار زندگي :
ادامه مطلب
دومين شهيد محراب را برای خود برگزيند و از سوی رهبر خويش«اولاد روحانى و جسمانى شهيد بزرگ اميرالمؤمنين (ع)» نام گيرد. آيت الله سيد اسدالله مدنی در يكی از روزهای سال 1292 شمسی (1323 ق) در خانه آقا ميرعلی از سادات با وجهه آذرشهر پا به عرصه زندگی خاكی نهاد. عشق و ارادت پدرش به حضرت علی(ع) او را بر آن داشت تا برای فرزندش يكی از القاب آن حضرت يعنی «اسد الله» را انتخاب كند.(شهدای روحانيت در يك صدر سال اخير، علی ربانی، ج 1.) / اسدالله هنوز چهار سالگی را پشت سر نگذاشته بود كه خدا سرنوشت بیمادری را برای او برگزيد و در دامان نامادری نمو يافت و رشد كرد و همچنان هم از محضر پدر بهرههای تربيتی فراوانی برد تا آنكه به مقطع درس و مدرسه رسيد و در اوان جوانی راهی حوزه علميه شد. وی تحصيل در حوزه علميه را از يزد آغاز كرد، اما هنوز سرد و گرم حوزه را نچشيده بود كه پدرش هم به ديدار حق رفت و او را با نامادری تنها گذاشت و به ديدار مادر اسد الله رفت. وی بعد از گذراندن دروس ابتدايی حوزه در يزد عازم قم شد و به حوزه آنجا راه يافت. ادامه مطلب
حسين قزوين برگزار شد.
رئيس عقيدتي ، سياسي نيروي هوايي ارتش در اين مراسم که با حضور فـرمانده نيروي هـوايي ارتش ، مسولان استان ومردم قدرشناس برگزار شد گفت: هنوز ابعاد شخصيتي شهيد بابايي بر ما پوشيده است چراکه اين شهيد بزرگوار اهل شهرت و خودنمايي نبود.
حجت الاسلام مداح ، بي اعتنايي به دنيا ، دستگيري محرومان واعتقاد به ارزشهاي اسلامي را از جمله خصوصيات اخلاقي سرلشکرخلبان عباس بابايي برشمرد وافزود: اين شهيد سرافراز هدفمند زندگي کرد و در اين راه هم به هدف غايي خود يعني شهادت در راه خدا رسيد .
شرکت کنندگان در ادامه با حضور بر مزار شهيد بابايي بـا قـرائت فاتحه و احترام به مقام شامخ اين سرباز رشيد اسلام با آرمان هاي شهدا و امام راحل تجديد پيمان کردند.
همچنين پيش از اين مراسم امير ميقاني فرمانده نيروي هوايي ارتش و دهقان مديرعامل موسسه
فرهنگي ، هنري شاهد با خانواده شهيد بابايي ديدار کردند .
عباس بابايي سال 1329 هجري شمسي در خانواده اي مذهبي در قـزوين به دنيا آمد.
اين شهيد سرافراز ارتش اسلام 15 مرداد 1366 همزمان بـا عيد سعيد قـربان در عملياتي برون مرزي به مقام رفيع شعادت نايل آمد.
شیهد بهشتی در نگارش شرح زندگی خود چنین آورده است: من محمد حسینی بهشتی که گاه به اشتباه محمد حسین بهشتی مینویسند. نام اولم محمد و نام خانوادگی ترکیبی است از حسینی بهشتی. در دوم آبان ۱۳۰۷ در شهر اصفهان در محله لومبان متولد شدم، منطقه زندگی ما یک منطقه قدیمی است، از مناطق بسیار قدیمی شهر است. خانواده من یک خانواده روحانی است. پدرم روحانی بود. تحصیلاتم را در یک مکتبخانه در سن چهار سالگی آغاز کردم.
خیلی سریع خواندن و نوشتن و خواندن قرآن را یاد گرفتم و در جمع خانواده به عنوان یک نوجوان تیزهوش شناخته شدم. تا اینکه قرار شد به دبستان بروم. دبستان دولتی ثروت، در آن موقع که بعدها به نام ۱۵ بهمن نامیده شد. وقتی آنجا رفتم از من امتحان ورودی گرفتند و گفتند که باید به کلاس ششم برود ولی از نظر سن نمیتوانم بنابراین در کلاس چهارم پذیرفته شدم و تحصیلات دبستانی را همان جا به پایان رساندم.
ادامه مطلب


