امشب وقتی به منزل رسیدم و خبر اعدام قاتلین در محل شهادت غلام رو شنیدم بد جور دلم گرفت جوری که مثل ۲۳ فروردین کذایی شدم و اشک از چشمانم سرازیر شد که خدایا با ما چه کردی یکدفعه، این زوبونی که بود که بر سر راه ما قرار دادی خدایا خود را نمی یابم هر چه بر اطراف می نگرم باز هم
نیست کسی به نشانی خودم ، یعنی من دوستی به این مشخصات داشته ام یعنی من هم به زیر نگاه تو هستم خدا شکرت ، چرا شکرت ؟ چون دوستی به من دادی که خیلی چیزها رو هم در حیات هم پس شهادت به من آموخت .
خدا تو که هستی که با بندگانت این گونه با اسرار رفتار می کنی چیزی رو یکدفعه به ما نمی گی ولی به مرور زمان خیلی از مسائل رو به ما انسانهای خطاکار می آموزی خدایا شکرت چرا شکرت؟ چون من فهمیدم پیروزی خون بر شمشیر یعنی چه . خدا از تو می خواهم یاد شهدا همیشه در ذهن من باقی بماند و شفاعت شهیدان در روز جزاء یاور ما باشد .
شهدا شرمنده ایم؟ نه ما بیچاره ایم نه شرمنده در مقابل شما ما بیچاره ایم مثل یک انسان فلک زده..........
محرم نزدیک است و جای تو خالی و این گونه بگویم زیبا تر است
عشق شهدا بر دلم یاد حسین(ع) بر سرم
من هم در این شهر غریبم
.طوفانی نیز مرا آواره کرده است
.مرا نیز در این بی آشیانی خود شریک کن
.من نیز چون تو آشیانی ندارم
.من نیزمرغ سرزمین گمشده ای هستم
.پرستوی مسافری هستم
...بعد از مدت ها
سلام
...شاید این مطلب با مطالب قبلی کاملآ فرق داشته باشه.که مطمئنم فرق داره
...شاید این مطلب اصلآ برای شهید زوبونی نباشه.از خاطراتش نباشه. اصلآ در مورد شهید نباشه.اما این دفعه این مطلب در مورد پاییزه. خود پاییز. پاییزی که مثل نسیم اومد حالا مثل باد داره می ره. آره پاییز داره می ره و حالا هم این مطلب رو گذاشته که از همتون حلالیت بطلبه و طلب بخشش کنه و به خاطر تمام بدی هایی که توی این دوران کوتاه به شما کرده از شما معذرت بخواد
....می دونم .می دونم شاید هر دفعه که به این وبلاگ سر می زدین اصلآ با خودتون فکر نمی کردین که چرا پاییز دیگه کامنت نمی ذاره.دیگه چرا سر نمی زنه.آخه پاییز
......اصلآ ولش کنید
...خلاصه پاییز داره می ره .شاید دیگه نوشته هاشو توی این وبلاگ نبینین وچه خوب..مگه نه..............؟؟؟؟؟؟
!!!شقایق کینه تو قلبش نداره
ولی بادشمنش سازش نداره
آره.کوتاه عمرش زیر رگبار
آخه گل طاقت ترکش نداره
دلیل موندنش تو قلبا اینه
که خونش تو رگ این سرزمینه
هزاران ساله که قصه اش تو عالم
داره گل می کنه سینه به سینه
نمی شه عطر صحرا رو بگیرن
نمی شه موج دریا رو بگیرن
از اونا که بشن عادت نکردن
نمی شه شوق فردارو بگیرن
اگه دنیا مثل زندون لاله ست
اگه رو خاک ما بارون لاله ست
اگه خون آبروی این دیاره
شقایق خواهر همخون لاله ست
...راستی یکی از خاصیت های پاییز اینه که تو اوج می یاد پایین مثل غلام رضا
......خداحافظ
حلالم کنید
یا حق
